سه شنبه 23 مرداد ماه سال 1386 ساعت 8:05 PM

یه قانون هست که هیچ جادرج شده نیستش

تو یه خیابون حاکم ترد شده نیستش

سخت شده ریسکش که بی صدا               

هر چی بدخواه بشه بی صدا

بزار از این قانون یه کم بیشتر بگم           

هر چند منقدین من میخوان بیشتر بشن

قانونی که بحثشه قانون جنگل                

ضعیف می میره همیشه قوی سر تره

اینجا خیابون چشات و یه کم باز کن          

قانونشو شرح میدم باهاش یه کم تا کن

اینجا کفش آسفالت با این حال که ناجا هست امکانش هست حق پایمال شه

چه لاتای بی خطری که تو زندونن           

چون که هر کی هر چی گفت بر ضد بودن تقصیر من چیه؟

اگه دفاع کارم کلی حرف واسه زدن این دهن بزاره دارم

ببین ببین به من دستبند نزن

چرا این و که می زنی یهم میگی حرف نزن

بزار بگم من یه قربانی  از جنگلم

من یه قربانی از جنگلم

من و توهر کدوم قربانی به یه نوبه ایم         

میدونم توی دلت داری مثل من یه عقدهای

جامعه که مارو تو خیابون بار آورد            

خشونت و دیدیم نه یک بار بلکه بارها شد

چه تیغه هایی که کشیده شدن رو ای بدن       

زود میمیره هر کی که میگه رو این تنم

اینجا کفش آسفالت یک پاسگاست                 

که قانون اساسیم میشه توش پایه مال

چرا هنوز زنده ام ای واسه من یک سوال       

باید طوره دیگه بمیرم عزرائیل تزو داده

ما بین یک گله گرگ بزرگ شدیم               

ما عین یه بچه گرگ خواب گرگ شدیم

روحه بچه سیاه نیست وقت تولد               

همون بچه ام اما بچه تلف شد

من بی گناهم خدا هم شاهد                     

فکر میکنی کسی بتونه به خدا هم باج بده

ببین ببین به من دستبند نزن

چرا این و که می زنی یهم میگی حرف نزن

بزار بگم من یقربانی  از جنگلم

من یه قربانی از جنگلم

من یه قربانیم مثل خیلی ها                          

روزی که روح آزاد میشه پس کی میاد

آدمای دوره تو همگی لاشخور صفت             

نهایت تو هم میشی لاشخور چه بد

خیلی ها زنده اند چون که کشتن جرم انسانیت کشتن  مرده

پشتم شد به جامعه عقدم توی رپ شد حادثه

اینا همه باعث این شدن فاصله

بین عشق و نفرت زیاد شه

چون خیابون غاصبه میگیره عشق و از تو

نفرت به جاش نگو چرا نارا حتی

حرصم به جاش

دستبند و باز کن چون که بازم حرف دارم

من حرفام راسته میکنم دفاع از کارم

بزار بگم من یه قربانی از جنگلم

من یه قربانی از جنگلم

ببین ببین به من دستبند نزن

چرا این و که می زنی یهم میگی حرف نزن

بزار بگم من یقربانی  از جنگلم

من یه قربانی از جنگلم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 14 تیر ماه سال 1386 ساعت 11:24 PM

تمامی اشعار سروده شده توسط مریم حیدرزاده

 

آلبوم های :

1 _ مثل هیچ کس 

2 _ ماه تمام من

3 _ پروانه ات خواهم ماند

4 _ دیگه مذارمت کنار

5 _ یاتویاهیچ کس دیگه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 1 اسفند ماه سال 1385 ساعت 02:37 AM

ز من نگارم عزیزم ،خبر ندارد

به حال زارم حبیبم، نظر ندارد

خبر ندارم من، از دل خود

دل من از من ،عزیزم خبر ندارد

دل من از من، عزیزم خبر ندارد

کجا رود دل عزیز من ، آخ که دلبرش نیست

کجا رود دل عزیز من ، آخ که دلبرش نیست

کجا پرد مرغ ،حبیبم که پر ندارد

کجا پرد مرغ ،حبیبم که پر ندارد

امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق

امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق

که غیر خونه ه جگر ندارد

که غیر خونه ه جگر ندارد

کجا پرد مرغ ،حبیبم که پر ندارد

کجا پرد مرغ ،حبیبم که پر ندارد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 25 آذر ماه سال 1385 ساعت 03:50 AM

میگم یکی به خودش نگفت که حالا که آبروی خانم امیر ابراهیمی رفته! چرا دیگران خودشون رو یه لحظه جای اون نمیگذارن؟

هیچکی نگفت یه دختره

تنها تو این شهر شلوغ

بین نگاه هرزه

مردم سرتاپا دروغ

چه حالی داشت وقتی همه

آرزوهاش مرده بودن

وقتی که دست های پلید

آبروشو برده بودن

هیچکی نفهمید چی کشید

وقتی که مرگشو می دید

توی هجوم نعره ها

هیچکی صداشو نشنید

بدون دروغ نیست

این حرف ها داره صحت

همه ماها شدیم

یه مار چهار و سه خط

ماییم وارث درد

ماییم باعث مرگ

غیرت ایرانی ها رو صاعقه زد

اما بحث ها رفت روی اعصاب

شد کابوس برگ

کم کم خواست به صدا دربیاره ناقوس مرگ

دختر ایرانی

ناموس تو ناموس من

چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ

چطوری دلمون اومد

با ابروی یه دختر

ما بازی کنیم

که زندگیش بشه مختل

تو کنج اتاق

تکیه داده اون تنها

خدا اشکو به اون

هدیه داده بود شب ها ولی حالا شب و روز

چشم ها تشنه اشک

طوری که دیگه تموم شده بود چشمه ی اشک

گقت به خدا

ای خدای من فقط یه خواهش

به من بگو همه این ها فقط یه خوابه

ولی خواب نیست دخترک بیدار بود

دخترک بازیچه ی جماعت بیکار بود

بیمار شد

از تهمت های کثیف و نابجا

ای خدا بده دخترو از دسیسه ها نجات

پس کجا رفته

غیرت مردای این شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

بیمار شد

از تهمت های کثیف و نابجا

ای خدا بده دخترو از دسیسه ها نجات

تا به حال هم چین بلایی سرت نیومده

که اگه بیاد می گی بلا از این بدتر اومده؟

ولی کدوم ما جامونو گذاشتیم جاش

که ببینیم چی می کشه ما هم بسوزیم پاش

کاش

یاس

می مرد هم چین روزی نبود

که غیرت بمیره به دست یه خنجر عمود

خنجر به دست

یکی بود

ماهمکارشیم که توی جهنم ما هم با اون هم بالشیم

خطاب به اون پسرکه چقدر می تونی کثیف باشی

کاری که تو کردی بدتر بود از اسید پاشی

تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین

تو که محرم ها سیاه می‌پوشی واسه حسین

حسین گفت اگه دین نیست باشیم آزاد مرد

نه واسه یه سی‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم

اون دختر زحمت ها کشید تا به شهرتی رسید

واسه لذت بردن از اسمش

یه مهلتی بدید

گفتید صحبتی جدیده

نوبت همینه با سرعتی عجیب

چه تهمتی زدید

پس کجا رفته

غیرت مردای این شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

الکی تبصره نزن خودتو تبرئه کنی

تو عقل داشتی خود تو رهبر خودی

ولی

دونسته خودت رفتی عقب گناه

پس بشین

تو منتظر غضب خدا

ولی نه، ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازه است

پس بدون که راه باسه ی برگشت

باز هست

باید

راه بست به تبلیغ بیشتر

و سعی کرد برای تبدیل خویشتن

به انسان واقعی با همه ی صفات

با انصاف و واقع بین حاضر واسه دفاع

می گم به اون هایی که واسه باقی حرف تشنه ان

شک نکن تو همین حالا سی دی رو بشکن

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 7 فروردین ماه سال 1385 ساعت 11:18 AM

کاری ازخودم

الله کریم‘هفت نفریم‘نون نداریم‘شب می خوریم‘صبح نداریم‘صبح می خویم‘شب نداریم.

------

سیزده بدر‘سال دیگر‘خونه شوهر‘بقچه به بغل‘ورووروور

------

ای دادوبیداد‘تخمه بو میداد‘به همه میداد‘بمن نمی داد‘وقتی که میداد‘پوساشو میداد.

منم بودادم‘به همه دادم‘به اوندادم‘وقتی که دادم پوساشو دادم.

------

یک ودووسه‘زنگ مدرسه ‘چاروپنج وشش‘ناظم بیا پیش‘نخود چی کشمیش‘هفت و هشت ونه‘یک قدم جلو

------

لنگ حموم حسنی

 

هم گل مگلونه‘هم سفره نونه‘هم لنگ حمومه‘هم حسنی به سر می پیچه‘هم دورکمر می پیچه‘هم دخل فروشش هست‘هم لحاف دوشش هست.

-----

جمجمک برگ خزون‘مادرش زینب خاتون‘گیس داره قدکمون ‘ازکمون بلندترک‘ ننه جون شونه میخواد ‘شونه فیروزه میخواد‘ حموم سی روزه میخواد‘هاجستموواجستم‘توحوض نقره جستم‘نقره نمکدونم شد‘خانمی به قربونم شد.

------

دویدم ودویدم‘سر کوهی رسیدم‘دوتا خاتونی دیدم‘یکی بمن آب داد‘یکی بمن نون داد‘نونو خودم خوردم‘آب رودادم به زمین‘زمین بمن علف داد ‘علف رودادم به بزی‘بزی بمن پشکل داد‘پشکل رودادم به نونوا‘نونوابمن آتیش دادو...   .

-----

اتل متل  

 

اتل متل  ‘توتوله

گاب حسن کوتوله

نه شیر داره  ‘نه پستون

شیرشو به برکردستون

یه زن کردی بسّون

اسمشوبزار ستاره

واسه ش بزن نقاره

یه چوب زدم به بلبل

صداش رفت استمبل

استمبلم خراب شد

بند دلم کباب شد

هاچین وواچین

یه پاتوورچین

-----

  بشکن‘ بشکن

 

اینجا تهرونه ‘              بشکن

قرفراوونه ‘                 بشکن

من نمی شکنم ‘             بشکن

برای تاجرا ‘                بشکن

روی آجرا ‘                 بشکن

زیردرخت یاس ‘           بشکن

کردم التماس ‘               بشکن

زیر درخت توت ‘          بشکن

افتادم به روت ‘              بشکن

اینجا بشکنم ‘یارگله داره

اونجا بشکنم ‘یارگله داره

-----

عمو سبزی فروش

 

عمو سبزی فروش!               بله

ق...کم فروش!                     بله

سبزی هم داری؟                   بله

سبزیت باریکه؟                    بله

دالون تاریکه؟                      بله

خوب پسندیدی؟                    بله

وسمه خریدی؟                      بله

به ریشت خندیدی؟                 بله

ترتیزک داری؟                     بله

پاچه خیزک داری؟                بله

-----

خورشید خانم آفتاب کن

یه من برنج تو آب کن

مابچه های گرگیم

از سرمایی بمردیم

-----

الحمد آش کشکی (باسه کسی که نماز رو سبک می شماره)

 

الحمد آش کشکی

لله آب زرشکی

ایای نصفه کاره

عبای پاره پاره

غلغل قل هو الله

یک عمله ودوبنا

 

 

ویا

 

وضو می گیرم، با پوست پسته

نماز می خونم، کون نشسته(طهارت نگرفته)

 

 

ویا

 

قل هو الله وصمد

موشه رفت لای نمد

میزنه جفت ولقد

لا به لا کفوااحد

----

آی دلم،آی کمرم

 

آی دلم،آی کمرم

ازدست مادرشوورم

بسکه غرغر می کنه

دل و جگرموپر می کنه

---

آب را برسرزنی

 

آب راسرزنی،سرنشکند

خاک راسرزنی،سرنشکند

آب را مالش دهی،

تا گل شودر

قالب زنی،

خشتی شود،

کوره نهی ،

آجر شود،

برسرزنی،

سربشکند.

-----

شخصی نزد ایاس (قاضی بصره)آمدوپرسید:

 

اگر کسی خرما خورد ،اشکالی دارد؟

ایاس گفت:

 نه

گفت:

بعداز خوردن خرما،قدری آب بالای اوخورد،چطوراست؟

گفت:

هیچ اشکالی ندارد.

گفت:

اگر بعد ازآن مدتی در آفتاب نشیند؟

گفت:

ضررندارد.

گفت:

پس چرا همان آب وخرماکه درآفتاب گذارندوبعد حرام است؟

ایاس گفت:

اگرقدری آب برتوریزند،برتو صدمه ای وارد آید؟

گفت:

نه.

گفت:

اگر قدری خاک براعضای تو پاشند،آیااعضای ترا کوفتگی گیرد؟

گفت:

نه.

گفت:

اگرآب و خاک رابه هم ضم کنند وخشتی سازند وبرسرت زنند،چه شود؟

گفت:

بشکند،وصدمه رساند.

ایاس گفت:

همچنان مه ترکیب آن دو چیز ،سر تو بشکند،ترکیب این سه چیز،قانون شرع بشکند وحدبرتولازم آید.

-----

هرکه نقش خویش رابیند درآب

 

یک روز حضرت موسی درمناجات با خدای کریم گفت:

- الهی،ازاسرارحکمتت چیزی به من نمای!

گفت:

- ازاین کوه چون فروشوی،برسرراه دیهی است ودرآنجا ،چهار سرای بینی برابر یکدیگر.

آن درها بزن وازایشان بپرس که ایشان که اند و چه صنعت کنند وچه می باید کارکارایشان را؟

- موسی از آنجا فرود آمد .چون به درده رسید،دررفتوآن سرای هادید،برابریکدیگر.

به دررائی فرازشد ودربزد وگفت:

-         ای مردمان این سرای !شما چه مردمانید وکاروپیشه شماچیست و حاجت شما به خدای چیست؟

گفتند:

- مامردمان دهقانیم وکارما کشت وبرزگری است وحاجت ما به خدای،بارانست اگر امسال باران ببارد ،ماغنی شویم،که تخم بسیار کشته ام.

از آنجا برفت بهدرسرا دیگر شد.گفتند:

-مامردمانیم که پیشه ی ماگلینه کردن است وسفال بسیار بکردهایم ،اگر امسال آفتاب بسیار باشد وباران کم بود مامستغنی شویم.

به دری دیگررفت.گفتند:

ما مردمانیم که دخل ها خرد کردهایم وبر خرمن نهاده.اگرامسال،باد بسیارباشد،غله ها پاک کنیم،وماراخیر تمام باشد.

به دری دیگررفت.گفتند:

ماخداوندان رزان ودرخستانیم ودرختان مامیوه بسیار دارد،اگرامسال باد کم بود،ماغنی شویم.

موسی متعجب بازگشت.گفت:

- بارخدایا!یکی باران می خواهدویکی آفتاب.یکی باد می خواهد ویکی هوای ساکن.

حاجات  ومردات ایشان مختلف است وبراحوال ایشان،توآگاهی که هر یکی رابروفق مصلحت خویش خشنود کرده،روزی می رسانی.

------

تصنیف

 

دوش،دوش،دوش که آن مه لقا،دلربا،باوفا،باصفا

ازدرم آمدوبنشست،برددل ودینم ازدست

آتش اندر دلم برزد،خدابرزد،حبیب برزد

سوخت همه خرمنم،یکسره جان وتنم،کشته عشقت منم،ای صنم

بدمکن،بیش ازاین ظلم بیحد مکن

ای نگارمن،گلعذازمن

----

نوازش دختر1

 

چرابزایم پسری

نشینم پشت دری

عروس بگه:مزوری،جادوگری،حیله گری

چرانزایم دختری

نشینم براستری

جلوم بکشه مهتری

همه بگن:پس برین،پیش برین

مادرخانوم اومده

----

نوازش دختر2

 

چه دختری ،چه چیزی

دست میکنه تو دیزی

گوشتارودرمیاره

نخوداروجاش میذاره

دهم آقاش میذاره

دیزی که درنداره

خاله خبرنداره

-----

نوازش دختر3

 

به کس کسانش نمیدم

به همه کسانش نمیدم

به مردپیرش نمید م

به راه دورش نمید م

شاه بیاد بالشکرش

خدم وحشم پشت سرش

شاهزاده هادوروورش

واسه پسربزرگترش

آیابدم،آیاندم

------

نوازش پسر

 

پسرزاییدم ومنسرفرازم

سرسفره باباش دستم درازه

لقمه می زنم قد کله قاضی!

-----

نوازش کودک

 

سفید سفیدش صدتومن

سرخ وسفیدش سیصدتومن

حالاکه رسید به سبزه

هرچی بگی می ارزه

------

لالائی1

 

لالا،لالا،گل پونه

گدااومددرخونه

نونش دادیم خوشش اومد

خودش رفت وسگش اومد

چخش کردیم،بدش اومد

لالا،لالاگل خشخاش

بابات رفته،خداهمراهش

لالا،لالا،گل فندق

ننه ترفته سر صندوق

لالا،لالاگل گردو

بابات رفته توی اردو

لالا،لالا،گل پسته

بابات رفته،کمربسته

لالا،لالا،گل سوسن

بابات اومد،چشت روشن،

لالا،لالاگل زیره

چراخوابت نمیگیره

که مادرقربونت میره

برو لولوی صحرایی

توازبچم چه میخوایی

که این بچه پدر داره

وقرآن زیر سرداره

دو شمشیر برکمرداره

----

لالایی2

 

لالالالاگل آبشن

بابام رفته،چشام روشن

لالالالا گل پسته

بابات رفته کمر بسته

لالالالا گل لاله

پلنگ درکوچه می ناله

لالالالا،گل زیره

بچه م آروم نمیگیره

------

چیستان صورت

 

پایین سنگ وبالا سنگ

بالاش دو لوله تفنگ

بالاش دوخیک روغن

بالاش دو شمع روشن

بالاش کمون هندی

بالاش تخت سلیمون

بالاش بازارریسمون

------

چیستان چشم

 

حوضی ست دراوآب خوش وآسوده

درحوض یکی کشتی قیراندوده

کشتیبانی دراوبه رنگ دوده

برجای نشسته وجهان پیموده

------

چیستان آسیاب1

 

اژدهایی که خارپشت بود

حرفهایش بسی درشت بود

می خوردروزی همه مردم

شکمش درمیان پشت بود

------

چیستان آسیاب2

 

الاکلنگ یزی(یزدی)

نه نون میخواد،نه سبزی

آب میخوره فراوون

نونشومیده به مردم

-------

چیستان آسیاب3

 

صنعتی دیده ام که فن دارد

ماده برروی نر،وطن دارد

خورداو،خوردآدمیزاداست

درمیان شکم،دهن دارد

-------

چیستان کاغذ وقلم1

 

من سیاه سربریده

تو سفید مثل برفی

تو به زیر.من به بالا

تونجم که من بجنبم

------

چیستان کاغذ وقلم2

 

هله لم به لم به بالا

تو به زیر ومن به بالا

تو سفید همچو برفی

من سیاه سربریده

تونجم که من بجنبم

-------

چیستان قلیان1

 

آبی میون سنگ

داری میون آب

سبزی میون دار

سرخی میون سبز

-------

چیستان قلیان2